سيد علي اكبر قرشي
58
قاموس قرآن ( فارسي )
شعراء : 4 . راغب گويد باشراف ناس اعناق القوم گويند و اعناق در آيه بمعنى اشراف است . طبرسى آن را يكى از چند احتمال شمرده . ولى ظهور آيه مىرساند كه اعناق بمعنى گردنهاست و خضوع اعناق عبارت اخراى خضوع صاحبان اعناق است و خضوع شامل همه است نه فقط براى اشراف مىباشد . عنكبوت : حشرهء معروفى است كه از لعاب خود تار مىتند . دو بار در قرآن مجيد ذكر شده * ( مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ الله أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ) * عنكبوت : 41 . در اين آيه ظاهرا تشبيه بصفت عنكبوت است و آن اينكه عنكبوت خانهاى ميسازد كه فقط نام آن خانه است و الا نه از سردى مانع است و نه از گرمى و غيره لذا پس از * ( كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ ) * فرموده * ( اتَّخَذَتْ بَيْتاً ) * يعنى منظور از تشبيه خود عنكبوت نيست بلكه كار سست و بىدوام آنست . و جملهء * ( وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ ) * توضيح مثل است . يعنى حكايت آنان كه جز خدا بمعبودهاى باطل گرويدهاند مانند عنكبوت است كه خانهاى ساخته لا يضرّ و لا ينفع و فقط نام خانه دارد نه اثر و فايدهء آن را . معبودهاى اينان نيز نظير همان تار عنكبوت است كه بهره و فايده ندارند و * ( لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلا يَمْلِكُونَ لأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلا نَفْعاً وَلا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلا حَياةً وَلا نُشُوراً ) * فرقان : 3 . عناء : خضوع و ذلَّت . « عَنا لَه يَعْنُو عُنُّواً وَعَناءً : خَضَعَ وَذَلَّ » . * ( وَعَنَتِ الْوُجُوه لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً ) * طه : 111 . چهره ها در مقابل خداى حىّ و قيّوم خاضع شوند و آنكه ظالم است حتما نوميد شود ( كه بيند خدا در حق ظالم و مظلوم بعدل رفتار مىكند ) اين كلمه يك بار بيشتر در قرآن مجيد نيامده است . گويا مراد خضوع قهرى و عن